تبليغاتX
اقلیم نور
اقلیم نور

فرهنگ و اندیشه اسلامی
منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفایل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
این وبلاگ هدیه ای است از سوی گروه فرهنگی و مطالعاتی اقلیم نور , به آنانی که زیبایی های زندگی را با نگاهی نو وعباراتی دلنشین می جویند؛وچشم به خورشید دوخته اند تا امروزی روشن و فردایی روشن تر را تجربه کنند.
آرشيو
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
( اخلاق و عرفان )

شهود معنا

نی را ببین !تا جوهر دارد نرم و ارام و ملایم و بی سر و صدا بر صفحه کاغذ بالا و پایین شده و به جلو می رود اما همین که جوهرش تمام می شود و یا کم می اورد سر و صدایش بلند و بلند تر می شود .

حال ، ادم ها هم چیزی همانند نی می مانند انهات که معنا و معنویتی دارند در این عالم بی سر و صدا و بی هیچ ادعا به سیر و سلوک خود مشغولند اما انها که به قول مولانا : بی نوا از نان و خوان اسمان هستند ، چه سر و صدایی راه انداخته و چه ادعا های گزافی سر می دهند .

هرکسی عربده ای این که مبین ان که مپرس


محمدرضا رنجبر


+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 22:52 توسط |
( اخلاق و عرفان )

 شهود معنا

یک سوزن را نمی شود روی سطح اب نگه داشت مگر این که اول یک تکه دستمال کاغذی روی سطح اب بگذاری و ان وقت خیلی سریع سوزن را روی ان قرار دهی ، خیلی طول نمی کشد که دستمال کاغذی به ته اب سقوط می کند اما سوزن همان بالا می ایستد .

حال این را گفتم که نکته ای گفته باشم و ان این که خیلی از ما نقش دستمال کاغذی را بازی می کنیم یعنی دیگران را با حرف و نصیحت های خوب خود اسمانی می کنیم و بالا می بریم اما خودمان به خاطر نفوذی که دنیا در دل و جان ما دارد سقوط می کنیم و زهی خسارت !


محمدرضا رنجبر


+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:55 توسط |
( اخلاق و عرفان )

توصیف زیبا ی ملاصدرا

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان . . .

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می اید

و به قدر ارزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کار گشا می شود

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود

پدر می شود  یتیمان را و مادر

برادر می شود محتاجان برادری را

همسر می شود بی همسر ماندگان را

طفل می شود عقیمان را

امید می شود نا امیدان را

راه می شود گمگشتگان را

نور می شود در تاریکی ماندگان را

شمشیر می شود رزمندگان را

عصا می شود پیران را

عشق می شود محتاجان به عشق را

خداوند همه چیز می شود همه کس را . . .

به شرط اعتقاد ،به شرط پاکی دل ،به شرط طهارت روح ، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس نا روا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار نا پاک

و دست هایتان را از هر الودگی در بازار . . .

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ،ناراستی ها و نا مردمی ها !

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

بر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود . . .


+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:19 توسط |
( ائمه اطهار(ع) )

 

امام رضا (ع):

سه ویژگی بر جسته مومن

مومن واقعی نیست،مگر انکه سه خصلت درو او باشد:سنتی از پروردگارش وسنتی از پیغمبرش وسنتی از امامش اما سنت پروردگارش،پوشاندن راز خود است،اما سنت پیغمبرش مدارا ونرم رفتاری با مردم است،اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشانحالی است.

 


+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:42 توسط |
( ائمه اطهار(ع) )

ویژگی های دهگانه عقل

عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که این ده خصلت را دارا باشد :

1-   از او امید خیر باشد.

2-   از بدی او در امان باشند .

3-   خیر اندک دیگری را بسیار شمارد.

4-   خیر بسیار خود را اندک شمارد.

5-   هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.

6-   در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود.

7-   فقر در راه خدایش از توانگری محبوب تر باشد .

8-   خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد .

9-   گمنامی را از پرنامی خواهانتر باشد .

10-سپس  فرمود : دهمی چیست و چیست دهمی ؟ به او گفته شد چیست ؟ احدی را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهزگارتر است .۱


۱-تحف العقول ص۴۴۲


+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:37 توسط |
( اخلاق و عرفان )
شهود معنا

اين درخت هاي تنومند و تناور و گاه چندين هزار ساله را كه مي بيني، يك روزي دانه اي ريز و كوچك بوده اند كه در دل خاك سپرده شده اند تا روزي تبديل به درختي شوند و قد بكشند. حال ما هم هر قدر ريز و حقير و ناچيز باشيم، اگر در برابر خدا كوچكي كنيم، سبز و زيبا شده و بالامي رويم.


+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 2:2 توسط |
( اخلاق و عرفان )

قال علی (ع) :

الثقه  بالله حصن لا یتحصن فیه الا مومن امین

اعتماد به خدا دژی است که در ان پناه نگیرد مگر شخص مومن امانت دار .

الغنا والفقر بعد العرض علی الله

توانگری و تهی دستی بعد از عرضه شدن اعمال انسان در پیشگاه خدا معلوم میشود .


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 3:1 توسط |
( اخلاق و عرفان )

                                عشق خدا     

ای طالبی که دعوی عشق خدا کنی

                             در غیر او نظر به محبت چرا کنی

از جستجوی خلق تو بیگانه شو اگر

                              خواهی که دل به حضرت حق اشنا کنی

 حقا ز سوز غلغله در اسمان فتد

                             اندم که از ندم ،تو یکی ربنا کنی

ملک بهشت ان  تو شد اگر دمی ز خلق

                            خود را فدای یک قدم بینوا کنی

یک سجده بس قبول در کبریا شوی

                             گر کبر را بمانی و ترک ریا کنی

هر نعمتی که هست بر او شکر کن و لیک

                             شکر ان بود که عهد خدا را وفا کنی

((انصاریا )) چو روز شوی روشن ار، شبی

                             خود را زعجز بر در سبحان گدا کنی


+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 1:27 توسط |
( نهج البلاغه )

امیر مومنان (ع) می فرماید :

در افتادن تو با کسی که  از تو بزرگ تر است نادانی هلاک کننده ای است .

در افتادن تو با کسی که در رتبه و مقام توست جنگی است همانند جنگ دو خروس و گزیدنی است همانند گزیدن دو سگ که از هم جدا نم شوند مگر ان گه خر دو زخمی و رسوا شده باشند که این روش بزرگان و خردمندان نیست و چه بسا او از تو بگذرد ان گاه وی وزین تر و بزرگ تر و تو کوچک تر و پست تر خواهی شد .

و در افتادن تو باکسی که از تو پایین تر است از نادانی است که موجب نقص و کوچکی ادمی می شود


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 23:58 توسط |
( اخلاق و عرفان )

از ابوالحسن خرقانی نقل است که بر در سرای خود نوشته بود : هر که در این سرای در امد نانش دهید و از ایمانش نپرسید چه انکه نزد خداوند به جان ارزد نزد ابوالحسن به نان ارزد .


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 0:24 توسط |
( ائمه اطهار(ع) )
                                                         

                                                   سودای تو

 

        دل به سودای تو بستیم خدا می داند

                                       وز مه و مهر گسستیم خدا  می داند

       ستم عشق تو هر چند کشیدیم به جان

                                       ز آرزویت ننشستیم خدا می داند

      با غم عشق تو عهدی که ببستیم نخست

                                       بر همانیم که بستیم خدا میداند

      خواستیم از سر شادی و غم هر دو جهان

                                       با غمت خوش بنشستیم خدا می داند

      دیده پر خون دل اتش کده و جان بر کف

                                       روز و شب جز خیال تو نجستیم خدا می داند

      دوش با شمس خیال تو به دل جویی گفت :

                                       آرزومند تو هستیم خدا می داند


شمس مغربی


+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 0:18 توسط |
( ائمه اطهار(ع) )

همین و بس

خواهم که بی قرار تو باشم همین و بس

مجنون روزگار تو باشم همین و بس

سیاره نگاه تو از بس که دیدنی ست

سرگشته در مدار تو باشم همین و بس

خواهم به هر کجا که گذر میکنی ، مدام

خاکی به ره گذر تو باشم همین و بس

بر ان سرم عزیز ،کنم جان فدای عشق

یعنی که جان ثار تو باشم همین و بس

سر تا به پا خزان زده ام دارم این امید

سر سبز از بهار تو باشم همین و بس

ای کاش بعد از این همه مشکلات و فاصله

همواره در کنار تو باشم همین و بس

تنها سوال من از تو این است نازنین

تا کی در انتظار تو باشم همین و بس

عاشق تر از همیشه تو را دوست دارم ، اه

خواهم که بی قرار تو باشم همین و بس


اسماعیل مزیدی
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:58 توسط |
( ائمه اطهار(ع) )

شاید

شاید زد و در جهان ما جنگ نشد

دنیا پر نامردی و نیرنگ نشد

دل تنگی ما کنار- اما اقا

ایا دل تو برای ما تنگ نشد

بیا

بردار ز رخ نقاب مستوری را

پایان بده این قصه مهجوری را

ماه رخ تو کجا مهتاب- بیا

اقا بکش این چراغ زنبوری را


منصور علیزاده


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 2:14 توسط |
( نهج البلاغه )

اخر الزمان

در ان زمان (اخر الزمان ) هیچ کس نجات پیدا نمی کند مگر مومن گمنام ، در میان مردم است ولی او را نشناسند و در میان جمعیت که نباشد کسی سراغ او را نگیرد ان ها چراغ های هدایت و نشانه های رستگاری اند نه فتنه انگیزند و اهل فساد ، و نه سخن چین اند ، نه عیب جویی و ابروریزی می کنند و نه بیهوده گویند . خدا در های رحمت خود را به روی انان گشوده و از گزند خشم خود نگاهشان داشته است .

ای مردم ما در روزگاری منحرف و زمانه ای ناسپاس به سر می بریم .

نیکوکار ، بدکار به شمار می اید و ستمکار بیش ار پیش بر طغیانش می افزاید از انچه می دانیم بهره مند نمی شویم و انچه را نمی دانیم نمی پرسیم .


نهج خطبه 103 خطبه 32


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:1 توسط |
( اخلاق و عرفان )
شانه های تنها

بسیاری را دوست می نامی اما کسی ترجمان واقعی واژه دوست است که در تنگنا ها زمانی که همه تو را ترک کردند دستان اعتمادش قوت شانه های تنهایی ات باشد .


رویا مغیطی


+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 23:55 توسط |
( اخلاق و عرفان )

شهود معنا

زر گر ها وقتی بخواهند بدانند سکه ای طلا هست یا نه ان را به زمین زده و انگاه از جنس صدای ان متوجه می شوند .خدا هم زرگر عالم است وقتی بخواهد بفهماند کسی طلا هست یا نه ویا جنس خوبی دارد یا نه او را چند صباحی -و به ظاهر - به زمین می زند و مشتقات و مشکلاتی را برایش فراهم می سازد و انگاه از جنس حرف ها و بر خورد ها و رفتارهایش مشخص می کند که او چگونه ادمی است . دندان پیامبر (ص) را شکستند اما او به جای ان که نفرین کرده و نفرتی در دلش پدید اید دست به اسمان بلند کرده و می فرمود :

َاِهدِ قًومِی اِنَّهُم لا یَِعلمُون

خدایا این ها نمی دانند و تو اینها را هدایت کن .

یعنی جواب بدی را با خوبی می داد .

حال اگر اسوه ما پیامبر (ص) باشد ما هم باید بدی ها را با خوبی جواب دهیم .


محمد رضا رنجبر


+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 15:59 توسط |
( نهج البلاغه )

زندگی با نادانی ، مرگ با گمراهی

 

از گروهی که در جهل و نادانی زندگی می کنند و در گمراهی جان می دهند به خدا شکایت می برم .

ای مردم مرا برای اصلاح نفوس خودتان یاری کنید و سوگند به خدا داد مظلوم را از ظالمش می ستانم و افسار ستم کاران را می گیرم و او را تا چشمه سار حق می کشانم اگر چه او نخواهد .

قطعی است که پس از من روزگاری بر شما روی خواهد اورد که چیزی پوشیده تر از حق و اشکار تر از باطل و فراوان تر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود .

به راستی که بزرگترین خیانت ، خیانت به ملت و رسوا ترین غش و فریب ، فریب به رهبر و پیشوای مسلمانان است .

به راستی که بسیاری تعداد و کثرت عدد شما با کمی اجتماع دل هایتان سودی برایتان ندارد .


نهج خ 119

حکمت 327

نامه 26


+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 20:0 توسط |
( نهج البلاغه )

ستم خانمان بر انداز است

هیچ چیزی بیش از حرکت بر مبنای ظلم موجب دگرگونی نعمت خداوندی و سرعت انتقام او نیست ، زیرا خداوند شنونده ی دعای ستم دیدگان است و در کمین ستم کاران . بپرهیز از خون ها و ریختن خون های مردم بدون مجوز قانونی زیرا هیچ چیزی به انتقام خداوندی نزدیک تر و از نظر نتایج وخیم تر و برای نابود کردن نعمت خداوندی موثر تر و برای منقرض ساختن روزگار دولت قاتع تر از خون ریزی به ناحق وجود ندارد .

ای مردم راضی بودن و نا راضی بودن به کاری مردم را در ان کار شریک می گرداند ناقه ثمود را تنها یک مرد پی کرد اما خداوند همه ی قوم ثمود را عذاب داد زیرا همه به کار ان مرد راضی بودند ، می ترسم حکومت این امت را نا بخردان و خطا کاران بدست گیرند و بندگان خدا را بردگان خود بدانند و با شایستگان جامعه تخاصم به راه اندازند .

بدترین توشه ها برای روز قیامت ظلم و ستم بر بندگان خداست .


نهج نامه ۵۳ ح ۲۲۱ خ ۲۰۱  و نامه ۶۲


+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 23:18 توسط |
( نهج البلاغه )

رعایت توده مردم

در فرمان استانداری به مالک اشتر : رحمت ولطف ومحبت بر مردم جامعه را به قلبت بفهمان ( به طوری که ان را دریافت کند،نه اینکه در حد یک تصور ذهنی بماند) وبرای انان درنده ای خونخوار مباش که خوردن انان را غنیمت بشماری ، زیرا مردم بر دو صنف اند : یا برادر دینی تواند یا نظیر تودر خلق ( همنوع تواند) لغزش ها از انان سر می زندوخطا ها به انان روی میاورد واز روی عمد یا خطا دچار تجاوز می گردند.مردم رااز بخشش وچشم پوشی های خود انچنان بهره ور ساز که دوست داری خدامثل ان را برای تو عطا فرماید ، زیرا مقام توبالاتر از ان مردم است ومقام زمامدار توبالاتر از تو وخداوند فوق زمامدار توست.


نهج نامه ۵۳


+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:12 توسط |
( نهج البلاغه )

فضیلت پیامبر (ص)

راه و رسم پیامبر معتدل ، سنت و روشش صحیح و پایدار ، سخنانش جدا کننده حق از باطل و قضاوتش عادلانه بود .به راه و رسم پیامبرتان (ص) اقتدا کنید که بهترین راه و روش است و رفتارتان را به سنت و روش پیامبر تطبیق دهید که هدایت کننده ترین روش هاست . شما خوب می دانید که پیامبر خدا (ص) زنا کاری را که همسر داشت سنگباران کرد سپس بر مرده اش نماز خواند و اموالش را میان ورثه اش تقسیم نمود و دست دزد را قطع کرد و زنا کار بدون همسر را تازیانه زد سپس از در امد بیت المال سهم انان را داد و هر دو خطاکار با زنان مسلمان ازدواج کردند .

قسم به خدایی که محمد (ص) را برای اوردن دین حق مبعوث گردانید سخت در هم امیخته و در هم و بر هم و زیر و رو می شوید و به شدت غربال می گردید تا خوب از بد جدا گردد تا ان حد که پست ترین شما به بالاترین مقام و بالاترین شما به پست ترین مقام بازگشت می نماید .


نهج خ 94 ،110و 16


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 14:59 توسط |
مطالب پيشين











موضوعات
معارف قرآن
نهج البلاغه
ائمه اطهار(ع)
اعجاز قرآن
اخلاق و عرفان
عقاید
پيوندها
قالب وبلاگ
سيستم مديريت لينك باكس
پایگاه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
آستان قدس رضوی
منتظران گل یاس
سایه طوبی
عطر ظهور
هیئت مکتب القران نور الهدی
جاوا اسکریپت
راز وصل
gaza
غزه
... مذهبی و مداحی ...
پيوندهاي روزانه
راز وصل

آیات آسمانی
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت(ع)
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مسجد مقدس جمکران
سایت شهید آوینی
آرشیو پیوندهای روزانه
كدهاي اضافه
طراح قالب
طراح : مهرداد شكري نسب
Pars Template
Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com
example: